تفاوت هاب و سوییچ؛ مقایسه‌ای کامل

مهم‌ترین تفاوت در یک نگاه

یک هاب ۸ پورت قدیمی را تصور کنید که به چهار کامپیوتر و یک پرینتر وصل شده. همین‌که یکی از کاربران فایلی به سرور ارسال می‌کند، بسته‌های داده از تمام پورت‌های هاب بیرون می‌پاشد. سایر دستگاه‌ها مجبور می‌شوند بسته‌ها را بخوانند، ببینند به دردشان می‌خورد یا نه، و اگر مقصد نبودند دور بریزند. نتیجه‌اش هدررفت پهنای باند، تأخیر اضافی و تصادم‌های پیاپی است.

همان شبکه را فقط با جایگزینی یک سوییچ مدیریتی ساده تصور کنید: ترافیک مستقیم بین فرستنده و گیرنده ردوبدل می‌شود، بدون مزاحمت برای دیگر پورت‌ها. این تفاوت بنیادین همان چیزی است که هاب را به یک قطعه موزه‌ای و سوییچ را به ستون فقرات شبکه‌های امروزی تبدیل کرده.

برای درک عمیق این دو دستگاه، لازم است اول ببینیم هرکدام از کجا آمده‌اند و سازوکار درون‌شان دقیقاً چه نقشی در کارایی شبکه ایفا می‌کند.پس با متااندیش همراه باشید.

۱. ریشه‌های تاریخی؛ از تکرارکننده تا پل هوشمند

در روزهای اولیه اترنت، برای اتصال چند کامپیوتر از کابل کواکسیال ضخیم یا نازک استفاده می‌شد (10BASE5 و 10BASE2). توپولوژی گذرگاه بود و هر ایستگاه مستقیماً به یک رسانه مشترک متصل می‌شد. با معرفی کابل‌های زوج‌تابیده (10BASE-T)، نیاز به یک عنصر مرکزی پدید آمد. راه‌حل اولیه، هاب بود؛ یک تکرارکننده چندپورت که سیگنال‌های رسیده از هر پورت را تقویت می‌کرد، بازسازی می‌نمود و به تمام پورت‌های دیگر می‌فرستاد. هاب چیزی فراتر از یک تکرارکننده نبود، اما این بار با چند درگاه.

با افزایش ترافیک، مشکل تصادم‌ها بالا گرفت. یک شبکه ۱۰ مگابیتی با هاب در عمل وقتی به بیش از ۳۰-۴۰ درصد بار مفید می‌رسید، بهره‌وری آن به شدت افت می‌کرد. مهندسان شبکه به فکر دستگاهی افتادند که بتواند فریم‌ها را بر اساس آدرس مقصد هدایت کند، نه آنکه کورکورانه تکرارشان کند. این ایده منجر به تولد پل (Bridge) شد. پل‌های اولیه فقط دو پورت داشتند و شبکه را به دو سگمنت تقسیم می‌کردند.

سوییچ در واقع همان پل است، اما با تعداد پورت‌های بالا و تراشه‌های ASIC که کار پردازش فریم را با سرعت سیم انجام می‌دهند. اولین سوییچ‌های اترنت در اوایل دهه ۱۹۹۰ توسط شرکت‌هایی مثل Kalpana عرضه شدند و به سرعت جای هاب‌ها را گرفتند.

۲. عملکرد واقعی هاب؛ تکرارکننده‌ای که چیزی از فریم نمی‌داند

هاب یک دستگاه لایه ۱ مدل OSI است. فقط با سیگنال‌های الکتریکی (یا نوری در مدل‌های فیبر) سروکار دارد. فریم، آدرس MAC، فیلد CRC یا هر مفهوم لایه ۲ برای هاب بی‌معنی است.

وقتی یک بیت از پورت ۱ می‌رسد، هاب پس از بازسازی سیگنال، آن بیت را هم‌زمان به پورت‌های ۲، ۳ و ۴ تکرار می‌کند. این فرایند تأخیر بسیار کمی دارد؛ در حد چند ده نانوثانیه برای مدارهای بازسازی و توزیع. به همین دلیل هاب از نظر تأخیر پردازش تقریباً شفاف است. اما این شفافیت هزینه سنگینی دارد: تکرار بی‌قیدوشرط ترافیک برای تمام پورت‌ها.

هاب‌های 10BASE-T و 100BASE-TX بر اساس استاندارد IEEE 802.3 در دو کلاس تعریف می‌شوند. کلاس I می‌تواند بین دو استاندارد مختلف ترجمه کند (مثلاً بین 100BASE-TX و 100BASE-T4) ولی تأخیر بیشتری دارد و فقط یک هاب کلاس I در هر دامنه تصادم مجاز است. کلاس II صرفاً تکرارکننده سریع‌تر است، تأخیر کمتری دارد و حداکثر دو هاب کلاس II را می‌توان در یک دامنه تصادم استفاده کرد.

فاصله‌های مجاز برای کابل‌کشی با هاب‌های ۱۰۰ مگابیتی بسیار محدود است: قطر دامنه تصادم برای اتصال مسی حدود ۲۰۵ متر با دو هاب کلاس II و ۲۰۰ متر با یک هاب کلاس I است. همین محدودیت‌ها انعطاف‌پذیری شبکه را به شدت کاهش می‌دادند.

تمام درگاه‌های هاب در یک دامنه تصادم واحد قرار دارند. مکانیزم CSMA/CD حاکم است: هر ایستگاهی قبل از ارسال باید خط را گوش دهد. اگر دو ایستگاه هم‌زمان ارسال کنند، تصادم رخ می‌دهد و هر دو یک سیگنال جم (Jam) می‌فرستند و سپس به‌صورت تصادفی (الگوریتم backoff نمایی) منتظر می‌مانند. افزایش تعداد گره‌ها، نرخ تصادم را به شکل غیرخطی بالا می‌برد.

در یک هاب ۲۴ پورت، عملاً پهنای باند قابل استفاده برای هر گره هنگام بار زیاد می‌تواند به کمتر از ۱ مگابیت بر ثانیه برسد، حتی اگر هاب ۱۰۰ مگابیتی باشد. همچنین هاب صرفاً نیمه‌دوطرفه کار می‌کند. یعنی یک گره در یک لحظه یا ارسال می‌کند یا دریافت، نه هردو. این یعنی حداکثر توان عملیاتی نظری در یک جهت نصف می‌شود.

۳. سوییچ چگونه تصمیم می‌گیرد؟ یادگیری، تصمیم‌گیری و ارسال

سوییچ یک دستگاه لایه ۲ است که بر اساس آدرس فیزیکی (MAC) فریم‌ها را هدایت می‌کند. قلب سوییچ یک جدول حافظه محتواآدرس‌پذیر (CAM Table) است که نگاشتی از آدرس MAC به پورت فیزیکی ذخیره می‌کند. فرایند کار ساده است اما جزئیات مهندسی آن پیچیدگی فراوان دارد.

وقتی یک فریم از پورت ۵ وارد سوییچ می‌شود، سوییچ آدرس MAC مبدأ را به همراه شماره پورت در جدول CAM ثبت می‌کند. سپس آدرس MAC مقصد را جستجو می‌کند. اگر آدرس مقصد در جدول باشد، فریم فقط از همان پورت متناظر خارج می‌شود. اگر آدرس مقصد ناشناخته باشد (یعنی هنوز یاد نگرفته باشد)، سوییچ فریم را از تمام پورت‌ها به جز پورت ورودی سیل می‌زند (Flooding).

همین اتفاق برای فریم‌های Broadcast (آدرس FF:FF:FF:FF:FF:FF) می‌افتد. بنابراین دامنه Broadcast در سوییچ همان کل VLAN (یا تمام پورت‌ها در حالت پیش‌فرض) است و تا زمانی که روتر وارد کار نشود، از مرز سوییچ فراتر نمی‌رود.

نکته کلیدی: هر پورت سوییچ یک دامنه تصادم کاملاً مجزا تشکیل می‌دهد. اگر دستگاه متصل به پورت ۱ در حال ارسال باشد و دستگاه پورت ۲ هم ارسال کند، هیچ تصادمی رخ نمی‌دهد، چون مسیرهای فیزیکی جدا هستند و سوییچ بافرهای داخلی دارد. این یعنی سوییچ از تمام‌دوطرفه (Full-Duplex) پشتیبانی می‌کند. در حالت تمام‌دوطرفه، CSMA/CD غیرفعال می‌شود و پهنای باند در هر دو جهت به‌طور هم‌زمان در دسترس است. یک پورت ۱۰۰ مگابیتی تمام‌دوطرفه جمعاً ۲۰۰ مگابیت بر ثانیه ظرفیت (۱۰۰ ارسال + ۱۰۰ دریافت) فراهم می‌کند.

سوییچ‌ها از نظر روش ارسال فریم به چند دسته تقسیم می‌شوند:

  • ذخیره و ارسال (Store-and-Forward): کل فریم دریافت و بررسی صحت (CRC) می‌شود. فریم‌های خراب دور ریخته می‌شوند. تأخیر پردازش برای یک فریم ۶۴ بایتی در ۱۰۰ مگابیت بر ثانیه حدود ۵ تا ۱۲ میکروثانیه است (۵.۱۲ میکروثانیه زمان سریال‌سازی بعلاوه جستجوی جدول). این روش خطا را پخش نمی‌کند اما تأخیر بالاتری دارد.
  • برش مستقیم (Cut-Through): به محض خواندن ۶ بایت آدرس مقصد، فریم به پورت خروجی هدایت می‌شود. تأخیر می‌تواند کمتر از ۱.۲ میکروثانیه برای ۱۰۰ مگابیت باشد. عیب آن ارسال فریم‌های معیوب است.
  • Fragment-Free: حداقل ۶۴ بایت اول فریم خوانده می‌شود تا از بروز قطعات تصادم جلوگیری کند. روشی مصالحه‌ای با تأخیر حدود ۵ میکروثانیه.

امروزه اکثر سوییچ‌ها از روش Store-and-Forward استفاده می‌کنند، چون حافظه‌های بافر بزرگ و ارزان شده‌اند و کیفیت لینک بر تأخیر اندک اولویت دارد. علاوه بر این، سوییچ‌های مدرن قابلیت‌هایی مثل VLAN، اولویت‌بندی (QoS)، امنیت پورت (Port Security)، Mirroring و حتی مسیریابی لایه ۳ را در خود جای داده‌اند که هاب از هیچ‌کدام پشتیبانی نمی‌کند.

متااندیش : راهنما و راه حل شما در دنیای شبکه

از مشاوره و راه اندازی شبکه تا پشتیبانی فنی و دقیق . ما زیرساخت های شما را بهینه سازی میکنیم با امنیت تضمین شده و گزارش ۲۴ ساعته متااندیش

۴. معیارهای اندازه‌گیری واقعی و تفاوت‌های عددی

برای درک بهتر، بیایید با اعداد واقعی مقایسه کنیم. یک هاب ۸ پورت ۱۰۰ مگابیتی را با یک سوییچ ۸ پورت ۱۰۰ مگابیتی در نظر بگیرید. هاب پهنای باند ۱۰۰ مگابیتی خود را بین ۸ پورت تقسیم می‌کند.

در عمل و با در نظر گرفتن تصادم‌ها و backoff، توان عملیاتی مفید کل شبکه به ندرت از ۳۵ تا ۴۰ مگابیت بر ثانیه فراتر می‌رود. سوییچ اما در حالت تمام‌دوطرفه می‌تواند به‌طور هم‌زمان ۸ مکالمه با سرعت ۲۰۰ مگابیت بر ثانیه (ارسال+دریافت) هر کدام را پشتیبانی کند، یعنی پهنای باند تجمیعی (Backplane) ۱.۶ گیگابیت بر ثانیه. این عدد در سوییچ‌های امروزی با استانداردهای ۱ گیگابیت و ۱۰ گیگابیت بسیار بالاتر است.

از نظر تأخیر، هاب برای بازسازی سیگنال حدود ۰.۵ تا ۲ میکروثانیه تأخیر ایجاد می‌کند. سوییچ Store-and-Forward برای فریم ۶۴ بایت در ۱۰۰ مگابیت حدود ۱۰ میکروثانیه و برای فریم ۱۵۱۸ بایت حدود ۱۳۰ میکروثانیه تأخیر دارد (زمان سریال‌سازی فریم کامل).

در سوییچ‌های Cut-Through این تأخیر به زیر ۲ میکروثانیه می‌رسد. هرچند هاب در تأخیر خالص برتری جزیی دارد، اما این مزیت در برابر تصادم‌ها و هدررفت پهنای باند کاملاً رنگ می‌بازد. در یک شبکه با ترافیک بالا، تأخیر مؤثر هاب به خاطر برخوردهای مکرر تا چند میلی‌ثانیه بالا می‌رود، در حالی که سوییچ تأخیر پایدار و پیش‌بینی‌پذیری دارد.

امنیت هم قابل اندازه‌گیری است. در هاب، هر دستگاهی که نرم‌افزار شنود (Sniffer) روی آن نصب باشد، تمام بسته‌های عبوری از شبکه را می‌بیند. کافی است کارت شبکه را در حالت Promiscuous قرار دهید تا تمام مکالمات دیگران را ضبط کنید.

سوییچ این مشکل را با ایزوله کردن ترافیک حل می‌کند. البته تکنیک‌های حمله مانند MAC Flooding می‌توانند جدول CAM را پر کنند تا سوییچ به حالت Hub-like سقوط کند و ترافیک را سیل بزند. اما قابلیت Port Security در سوییچ‌های مدیریتی تعداد آدرس‌های MAC مجاز روی هر پورت را محدود می‌کند و چنین حملاتی را خنثی می‌سازد.

۵. جدول مقایسه هاب و سوییچ

ویژگی هاب (Hub) سوییچ (Switch)
لایه کاری مدل OSI لایه ۱ (فیزیکی) لایه ۲ (پیوند داده)
دامنه تصادم یک دامنه واحد برای تمام پورت‌ها هر پورت یک دامنه مجزا
دامنه Broadcast یک دامنه واحد یک دامنه واحد (تا زمان ایجاد VLAN)
نحوه ارسال فریم تکرار به تمام پورت‌ها ارسال فقط به پورت مقصد بر اساس MAC
حالت دوطرفه فقط نیمه‌دوطرفه تمام‌دوطرفه و نیمه‌دوطرفه
پهنای باند مشترک بین تمام پورت‌ها اختصاصی برای هر پورت
تأخیر پردازش زیر ۲ میکروثانیه (بدون تصادم) ۱۰-۱۳۰ میکروثانیه (Store-and-Forward) یا ۱-۲ میکروثانیه (Cut-Through)
کنترل خطا ندارد، فریم خراب هم تکرار می‌شود بررسی CRC و دور ریختن فریم معیوب
امنیت بدون ایزوله‌سازی، امکان شنود ساده ایزوله‌سازی ترافیک، Port Security، VLAN
پشتیبانی از QoS خیر بله (در سوییچ‌های مدیریتی)
پشتیبانی از SNMP/مانیتورینگ خیر بله
قیمت (برای ۸ پورت) ارزان (امروزه تقریباً تولید نمی‌شود) از ارزان (غیرمدیریتی) تا گران (مدیریتی و لایه ۳)
مصرف برق پایین (چند وات) پایین تا متوسط (بسته به تعداد پورت و PoE)
کاربرد رایج امروزی تنها برای عیب‌یابی و آزمایشگاه تمام شبکه‌های سازمانی، خانگی و صنعتی

۶. کاربردهای امروزی هاب و چرایی منسوخ شدن آن

هاب به عنوان تجهیز شبکه عملاً منقرض شده است. استانداردهای 1000BASE-T (گیگابیت) اصولاً حالت نیمه‌دوطرفه و هاب را کنار گذاشتند. شما نمی‌توانید یک هاب گیگابیتی بخرید، چون وجود ندارد. IEEE 802.3ab برای اترنت گیگابیت روی زوج‌تابیده فقط از تمام‌دوطرفه و سوییچ پشتیبانی می‌کند. بنابراین آخرین نسل هاب‌ها در سرعت ۱۰۰ مگابیت متوقف شدند.

با این حال، هنوز سناریوهایی وجود دارد که از هاب استفاده می‌شود، نه برای تولید، بلکه برای عیب‌یابی. فرض کنید یک لینک بین دو سوییچ مشکل دارد و باید ببینید چه بسته‌هایی بین آن‌ها جابه‌جا می‌شود. اگر یک هاب قدیمی بین دو سوییچ قرار دهید و یک لپ‌تاپ با Wireshark به آن وصل کنید، تمام ترافیک عبوری را می‌بینید.

البته سوییچ‌های مدرن قابلیت Port Mirroring (SPAN) دارند و دیگر نیازی به هاب برای این کار نیست. در برخی شبکه‌های صنعتی بسیار قدیمی که تغییر تجهیزات هزینه دارد، ممکن است هنوز هاب‌های معدودی باقی مانده باشند، اما روند نوسازی با سوییچ‌های صنعتی Din-Rail جای آن‌ها را گرفته.

۷. نکات خرید و انتخاب سوییچ برای شبکه‌های امروزی

وقتی سراغ خرید تجهیزات شبکه می‌روید، دیگر هاب گزینه‌ای روی میز نیست. سوییچ‌ها را باید بر اساس نیاز انتخاب کنید. سوییچ‌های غیرمدیریتی (Unmanaged) قیمت پایینی دارند و بدون هیچ تنظیماتی کار می‌کنند. برای شبکه‌های کوچک خانگی یا دفاتر کم‌کاربرد کفایت می‌کنند. در طرف مقابل، سوییچ‌های مدیریتی (Managed) قابلیت VLAN، امنیت پورت، SNMP، رادیوس و QoS را ارائه می‌دهند و برای سازمان‌ها ضروری هستند.

ظرفیت Backplane و نرخ ارسال بسته (Packet Forwarding Rate) را حتماً بررسی کنید. یک سوییچ ۲۴ پورت گیگابیت باید حداقل ۳۶ میلیون بسته بر ثانیه (Mpps) توان عملیاتی داشته باشد تا بتواند ترافیک تمام پورت‌ها را بدون ریزش پکت پردازش کند.

سوییچ‌های لایه ۳ قابلیت مسیریابی بین VLANها را هم دارند و جایگزین روترهای سنتی در هسته شبکه‌های متوسط شده‌اند. امروزه سوییچ‌های PoE هم برای تغذیه دوربین‌های مداربسته و نقاط دسترسی بی‌سیم به وفور استفاده می‌شوند؛ چیزی که هاب هرگز ارائه نمی‌داد.

۸. سوالات متداول

آیا سوییچ همان هاب پیشرفته است؟

خیر. هاب یک تکرارکننده سیگنال در لایه ۱ است و کوچک‌ترین درکی از مفهوم فریم یا آدرس ندارد. سوییچ در لایه ۲ تصمیم‌گیری می‌کند و بر اساس آدرس MAC مسیردهی می‌کند. این دو از اساس با هم تفاوت دارند.

چرا وقتی هاب دارم شبکه کند می‌شود؟

علت اصلی، دامنه تصادم واحد و نیمه‌دوطرفه بودن است. با افزایش تعداد دستگاه‌ها، احتمال برخورد فریم‌ها بالا می‌رود و بخش زیادی از پهنای باند صرف تکرار مجدد فریم‌های تصادم‌کرده می‌شود. در عمل راندمان به ۳۰-۴۰ درصد افت می‌کند.

آیا می‌توان از هاب برای افزایش پورت روتر استفاده کرد؟

می‌شود، اما اصلاً توصیه نمی‌شود. با این کار تمام مشکلات دامنه تصادم و امنیت را به شبکه تزریق می‌کنید. یک سوییچ ارزان‌قیمت غیرمدیریتی با هزینه اندک کار را به مراتب بهتر انجام می‌دهد.

تأخیر سوییچ برای صدا و تصویر (VoIP) مشکلی ایجاد می‌کند؟

تأخیر ۱۰ تا ۱۳۰ میکروثانیه‌ای سوییچ در مقابل نیازهای VoIP (حداکثر ۱۵۰ میلی‌ثانیه رفت‌وبرگشت) کاملاً ناچیز است. ضمن اینکه QoS در سوییچ‌های مدیریتی بسته‌های صوتی را اولویت‌دهی می‌کند. مشکل اصلی جایی است که از هاب استفاده کنید و تصادم‌ها باعث لرزش (Jitter) و افت بسته شوند.

آیا هاب امنیت بیشتری دارد چون همه چیز را نمی‌خواند؟

این تصور اشتباه است. هاب چون ترافیک را به همه می‌فرستد، اطلاعات را در معرض شنود قرار می‌دهد. سوییچ با ایزوله‌سازی ترافیک امنیت بیشتری دارد و قابلیت‌های پیشرفته‌تری مثل ACL و امنیت پورت را هم اضافه می‌کند.

چرا در بعضی آزمایشگاه‌ها هنوز از هاب استفاده می‌کنند؟

صرفاً برای شنود ترافیک بدون نیاز به تنظیمات Mirror. اما حتی این کاربرد هم با گسترش Tapهای شبکه و Port Mirroring در سوییچ‌های مدرن در حال محو شدن است.

تفاوت هاب با سوییچ لایه ۳ چیست؟

هاب در لایه ۱ است و فقط سیگنال را تکرار می‌کند. سوییچ لایه ۳ علاوه بر عملکرد لایه ۲، قادر به مسیریابی بین شبکه‌های IP مختلف هم هست و عملاً یک روتر سخت‌افزاری سریع به شمار می‌رود. این دو از لحاظ پیچیدگی و کارایی قابل مقایسه نیستند.

جمع‌بندی

هاب محصولی از دوران اولیه شبکه است که تمام ترافیک را به همه جا پخش می‌کند، پهنای باند را به اشتراک می‌گذارد و نه امنیت دارد نه کارایی. سوییچ با یادگیری آدرس‌های MAC، فریم‌ها را هوشمندانه فقط به مقصد می‌رساند، هر پورت را به یک دامنه تصادم مستقل تبدیل می‌کند و امکان ارتباط تمام‌دوطرفه را فراهم می‌آورد.

نتیجه عملی آن چندین برابر شدن توان عملیاتی شبکه، کاهش تأخیر مؤثر، ایزوله‌سازی ترافیک و امکان پیاده‌سازی شبکه‌های مجازی است. اگر هنوز در جایی از شبکه‌تان هاب کار می‌کند، اولین اقدام برای بهبود عملکرد، جایگزینی آن با یک سوییچ است؛ حتی سوییچ‌های غیرمدیریتی ارزان‌قیمت هم تحولی اساسی ایجاد می‌کنند.

۵/۵ - (۱ vote)